110گفتار پند آمیز امام علی (ع)<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

14

پاســـــــــــبان

ای نشـــسته به مســـند قدرت

داد ده تا ز خــــشم حق برهی

پاســـــــــــبان خدا بود حاکم

وای اگر داد بـــــندگان ندهی

15

داوری

ای نشـــــسته به بارگاه قضا

داوری را یقـــــین همی باید

حکم بر سرنوشت خلق خدا

به گمان عبــث نمی شــــاید

16

رسالت

نامه گر بخردانه بنویــــــسی

بی گمان کارســــــاز آیندست

گر فرســـتاده نیز باخرد است

راه توفیق را گشـــــــایند ست

که فرســــــتاده گرچه باز آید

اثر گفته هاش پایندســـــــــت

پس خردمند را گُزین که رسول

خرد مرد را نمایندســـــــــــت

17

ستمگری

سه نشانه ست مر ستمگر را

با تو گویم کزان بپرهـــیزی

اوّلش آن که با زبردســـــتان

از طریق گنــه درآویــــــزی

یا که با عاجزان و کمزوران

گر توانی به قهر بـــــستیزی

سومش آن که در ستمکاری

با ستــــــمکارگان در آمیزی

18

شرارت

آن که درمــــــــاندۀ گــــــناه بود

گر چه پیروز شد نه پیروز است

از شــــــرارت مجو فروغ نجات

که شرارات شــر جهانسوز است

19

فردا

بر ستمدیده هرچه بود گذشت

گرچه روزش ســــیاه شد امّا

بر سـتمگر ســـــیاه تر گردد

چون رسد روز داوری  اورا

20

غصب

در بنای ســرای اگر ســــنگی

از ره غصـــب و زور بنهادی

آن چنان دان که پیش از آبادی

خود جواز خرابیــــــش دادی

21

/ 0 نظر / 14 بازدید