نام و یاد

گریه تا درجگر فشــــردن نیست
مزه ای در شراب خوردن نیست

صدف دیده تا ز گریه تهیست
مژه مشغول دُرشمردن نیست

چون رسی در قمارخانۀ عشق
هرچه داری بباز، بردن نیست

نامی از خویش در جهان بگذار
زندگــانـی برای مـُردن نیســت

در ره او نثــــار کن ناظـم
نقد جان قابل سپردن نیست

ناظم هروی